السيد محمد حسين الطهراني
245
امام شناسى (فارسى)
و چون به سدرة المنتهى رسيدم ، بر آن ديدم اين كلمات را : نيست معبودى مگر من ، به تنهائى ، محمّد است برگزيدهء از ميان آفريدههاى من ، من او را تأييد كردم به علىّ وزير او ، او را به على يارى نمودم . و چون به عرش خداوند ربّ العالمين رسيدم ديدم : بر پايههاى آن نوشته بود ، من خداى هستم ، هيچ معبودى نيست جز من ، محمّد است حبيب من ، از ميان بندگان من او را تأييد كردم به على وزير او ، و او را به على يارى نمودم ، و چون به بهشت رسيدم ديدم بر در بهشت نوشته بود : نيست معبودى مگر من ، محمّد است حبيب من ، از ميان مخلوقات من ، او را تاييد كردم به علىّ وزير او ، و او را به على نصرت دادم . بيانات جبرئيل به صورت دحيه راجع به ولايت و خوارزمى ابو المؤيّد « 1 » موفّق بن احمد با اسناد متّصل خود از اعمش از سعيد بن جبير از ابن عباس روايت مىكند : كه رسول خدا در خانهء خود بودند ، صبح زود قبل از آنكه كسى خدمت آن حضرت برسد ، على بن أبىطالب به خانه حضرت رفت ، و داخل خانه شد ، و ديد كه حضرت رسول الله در صحن خانه خوابيده و سر خود را در دامان دحية بن خليفه كلبى گذارده است ( دحيهء كلبى مردى بود در مدينه بسيار زيبا و خوش منظر ، غالباً كه جبرائيل امين بر حضرت به صورت ظاهر مىشد به صورت دحيه كلبى بر اصحاب آن حضرت نمودار مىشد ) أميرالمؤمنين گفت : سلام بر تو اى دحيه ! حال رسول خدا چطور است ؟ دحيه گفت : اى برادر رسول خدا به خير است . حضرت أميرالمؤمنين او را دعا نموده و گفتند : جَزاكَ اللهُ عَنّا خَيْراً اهْلَ الْبَيْتِ اى دحيه به پاس اين خدمتى كه مىكنى خداوند تو را از ما اهل البيت جزاى خيرى بدهد . دحيه عرض كرد : من خيلى تو را دوست دارم و براى تو در نزد من مدح و تمجيدى است كه مىخواهم به حضورت تقديم دارم : انْتَ اميرُالْمُؤمِنينَ ، وَ قائدُ الْغُرِّ الْمَحَجَّلَين ، وَ انْتَ سَيِّد وُلْدِ آدَمَ يَوْمَ الْقيَمِة ، ما خَلا النَّبيّين وَ الْمُرْسَلِينَ ، لِواء الْحَمْدِ بِيِدِكَ يَوْمَ الْقَيمِة ، تَزِفٌّ انْتَ وَ
--> ( 1 ) غاية المرام ص 16